اين مديريت كلان شركت مس هم تنها راهي كه براي كاهش هزينه به نظرش مي رسد كاهش
درآمد و حقوق پرسنل است. اين ماه كاركنان مس وقتي فيش حقوق ارديبهشت ماه را دريافت
كردند متوجه شدند كه حق آموزش همگي كاهش يافته است. تغيير فرمول پرداخت حق آموزش
پرسنل بدون هرگونه مشورت با نمايندگان پرسنل انجام گرفته و نشان مي دهد كه مديريت
شركت بدنبال يافتن هرگونه بهانه اي براي كاهش حقوق پرسنل مي باشد. حق آموزش از
جمله حقوقي بود كه در گذشته براي جا انداختن آن تلاش بسياري صورت گرفته بود اما
اكنون مديريت با بهانه بحران اقتصادي و لزوم كاهش هزينه به حقوق پرسنل تجاوز كرده
و بدنبال كم كردن و نهايتا حذف نهايي حق آموزش است. حمله مديريت به حقوق پرسنل با
حمله آزمايشي به حق آموزش شروع شده و در صورت عدم واكنش به اين حمله عواقب بعدي آن
گريبانگير ساير حقوق پرسنل و كاهش تدريجي آنها خواهد شد.
در شرايطي كه خط فقر از مرز ١٢٠٠٠٠٠ تومان در ماه گذشته است پرسنل مس اجازه
نخواهند داد كه حقوق شندرغاز آنان كه به قيمت انواع بيماريهاي شغلي و بيحقوقي مطلق
بدست مي آيد بازيچه برخي مديران خوش خدمتقرار گيرد. پرسنل خواهان آنند كه حق آموزش به فرمول اوليه بازگردد و هر
گونه تصميم در جهت كاهش حقوق و مزاياي پرسنلي ملغي گردد.
+ نوشته شده توسط علی اصغر در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت
22:45 |
٣٠٪
افزايش حقوق حق مسلم ماست
سرانجام
كوه موش زاييد و در شرايطي كه به استناد منابع رسمي و نيمه رسمي ميزان تورم قيمت
ها در اقتصاد ايران بيش از ٣٠٪ است تكليف افزايش حقوق كاركنان شركت ملي صنايع مس
ايران در سال ١٣٨٨ پس از قر و غمزه هاي فراوان و فرمول سازي هاي يكجانبه نگر
مديريتي با ٢٠٪ افزايش حقوق براي كاركنان رسمي و ١٤٪ افزايش حقوق براي كاركنان تحت
پوشش بيمه تامين اجتماعي مشخص شد!!!
برخورد
دوگانه مديريت كشوري و شركتي با افزايش حقوق پرسنل رسمي و تامين اجتماعي به هيچ
وجه قابل قبول نيست چرا كه تمامي پرسنل مس عليرغم كار در شرايط مساوي تنها
به دليل نوع استخدام ديكته شده توسط نظام سرمايه داري به شكل يكساني با كوهي از
مشكلات فزاينده اقتصادي مواجهند و اين در شرايطي است كه موج گراني سال گذشته
كالاهاي سبد خانوار به سال جديد انتقال يافته و انواع اقساط كمرشكن وامهاي ريز و
درشت بانكي كه پرسنل جهت بهبود معيشت خود مجبور به دريافت آنند كمر آنها را در زير
بار قرض خم كرده است.
تصميم
گرفته شده توسط سيستم سرمايه داري حاكم بر شركت مس (مسئولان كشوري و شركتي و هيئت
مديره) مورد تاييد پرسنل مس نمي باشد. ما معتقديم حداقل ٣٠٪ افزايش حقوق براي تمام
پرسنل ميتواند گوشه كوچكي از مشكلات معيشتي همكارانمان را حل نمايد و تسكين كوچك و
موقتي بر دردهاي زندگي پرسنل باشد. ما معتقديم حداقل افزايش حقوق و دستمزد نه تنها
نبايستي كمتر از ميزان تورم اقتصادي باشد و نبايستي قدرت خريد كاركنان كاهش يابد،
بلكه بايستي حتي از ميزان تورم نيز بيشتر باشد تا بخش بيشتري از نتيجه زحمت پرسنل
و ارزش اضافي توليد شده توسط آنها به خودشان باز گردد.
كاركنان مس
بايستي با تشكيل مجمع عمومي كاركنان مقدمات ايجاد سنديكاي كاركنان مس را فراهم
آورده و به طريق متشكل و يكپارچه خواسته هاي صنفي خود را مطرح نمايند.
پيش به سوي
تشكيل مجمع عمومي كاركنان و سنديكاي مس
+ نوشته شده توسط علی اصغر در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت
6:51 |
صدقه به كاركنان ممنوع!
١٠٠٠٠٠ امتياز پاداش ركورد توليد براي همه!
اين روزها بحث داغ مس سرچشمه پاداش ركورد توليد است. حرف و حديث بسيار است.
٣٠٠٠٠ امتياز پيشنهاد اوليه مديريت در حال تبديل شدن به ٢٠٠٠٠ امتياز و شايد هم
كمتر! است.
در شرايطي كه تورم در تمام طول سال گذشته بيداد كرده و افزايش قيمت كالاها
دمار از روزگار حقوق بگيران تمام ايران و كاركنان مس سرچشمه درآورده و قدرت خريد
را به شدت كاهش داده است و باعث شده كه سطح زندگي و رفاه كاركنان به ميزان قابل
توجهي سقوط كند وظيفه مديريت است كه با پرداخت پاداش مناسب ركورد توليد به تمام
كاركنان رسمي و قراردادي و شركتهاي جنبي جبران اين وضعيت را بنمايد.
كاركنان مس سرچشمه در قبال زحمتي كه كشيده اند صدقه نمي گيرند بلكه دستمزد
واقعي خود را از مديريت طلب مي كنند. كاركنان اجازه نمي دهند كه ارزش توليد شده
توسط آنها كه به بهاي زجر و زحمت و بيماري شغلي بدست آمده در بازيهاي انتخاباتي
جناح هاي سرمايه داري چپاولگر حيف و ميل شود و تنها بخش ناچيزي از آن همچون صدقه و
از روي اكراه توسط مديريت به آنها داده شود.
ميزان منطقي پاداش ركورد توليد با توجه به وضعيت واقعي تورم و با توجه به آنكه
نظام سرمايه داري هميشه سودجوست و ميزان واقعي ارزش توليد شده توسط كاركنان را به
آنها نمي پردازد برابر با ١٠٠٠٠٠ امتياز براي همه كاركنان رسمي و قراردادي و
شركتهاي جنبي يعني حدود يك درصد از درآمد شركت است.
+ نوشته شده توسط علی اصغر در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت
18:48 |
از اسيرانمس سرچشمه تا اسيرانپارك لاله
همكاران شركت مس
صحبت از اسيران گردهم آيي پارك لاله در روز جهاني كارگر (اول ماه مه) امسال
است. اكنون بيش از يك هفته است كه اين اسيران بي گناه در بندند. فعالين كارگري
اسير شده در پارك لاله هيچ جرمي جز مبارزه براي عدالت و رفع تبعيض و بي حقوقي
ندارند. فرياد عدالت طلبي طنين انداخته شده در پارك لاله همان فرياد عدالت طلبي
كاركنان مس سرچشمه است. تبعيض و بي حقوقي مورد اعتراض در پارك لاله از جنس همان
تبعيض و بي حقوقي است كه قلب كاركنان مس سرچشمه را نيز بدرد مي آورد. درد مشترك
كاركنان مس سرچشمه و تمام مردم دردمند ايران در اول ماه مه از حلقوم اين اسيران
فرياد شد تا نظام سرمايه داري شاهد اين باشد كه آزادي طلبي و برابري خواهي نمرده
است و همواره زنده خواهد ماند.
اسيران نظام سرمايه داري در زندان مس سرچشمه خود را از اسراي پارك لاله تهران
جدا نمي دانند و به بند كشيده شدن نمايندگان خود در گردهم آيي روز جهاني كارگر را
بشدت محكوم مي كنند و خواهان آزادي هر چه سريعتر اين اسيران دربند از چنگال
پاسداران سرمايه داري مي باشند.
كاركنان مبارز شركت ملي صنايع مس ايران
+ نوشته شده توسط علی اصغر در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
23:34 |
درگذشت همايون اسلام طلب را تسليت مي
گوييم
متاسفانه باخبر شديم كه همكار گراميمان همايون اسلام طلب در شب سه شنبه ١۵/٢/٨٨
بدنبال ناراحتي قلبي و تنفسي ناشي از محيط آلوده كار در سن ۵١ سالگي درگذشته است.
همايون شخصيتي دوست داشتني و جذاب بود و چهره اي شناخته شده در بين همكاران
ورزشكار به شمار مي آمد. خصوصيات او زبانزد كليه پرسنل مس سرچشمه كه او را از
نزديك مي شناختند بود. امروز (پنج شنبه) روز به خاك سپاري همايون در اروميه است.
خانواده مس به بازماندگان داغدار همايون صمیمانه تسليت مي گويد و از اين واقعه
بسيار متاسف است. همايون عزيز از بين ما رفت اما يادگارهاي او (خانواده او) در
حقيقت خانواده تمام پرسنل مس هستند.
همايون از آذربايجان بود و باوجوديكه سالها بود كه در مجتمع مس سرچشمه مشغول
بكار بود اما استخدام رسمي نشده بود و به شكل قراردادي در امور ليچينگ مشغول بكار
بود. انتظار ما از "شركت ملي صنايع مس ايران" اين است كه خانواده همايون
را همچون خانواده پرسنل رسمي مس در نظر گيرد و حقوق و مزايا و خدماتي كه پس از فوت
پرسنلرسمي به بازماندگان تعلق مي گيرد در
مورد پرسنل غير رسمي متوفي نيز اعمال گردد. پرسنل رسمي و غير رسمي با كمك يكديگر
است كه چرخ صنعت مس را به گردش در مي آورند و نبايستي تنها بدليل نوع استخدام
پرسنل غير رسمي از حقوق و مزايا و خدماتي كه شركت براي پرسنل رسمي متوفي در نظر مي
گيرد برخودار نباشند.
ما معتقديم" شركت ملي صنايع مس
ايران" در ازاي تمام رنجها و بي حقوقي هايي كه در پشت اين كوهها و در غربت به
پرسنل وارد مي نمايد و در ازاي ذره ذره گاز سمي كه به ريه پرسنل تزريق ميكند و در
ازاي تمام بيماريهاي ناشي از كار كه بدليل كار در محيط مرتفع و كم فشار و هواي
آلوده مس سرچشمه و … نصيب پرسنل مي شود و عمر پرسنل را كوتاه مي كند به همان ميزان
و لااقل مسئول زندگي بازماندگان پرسنل بوده و نبايستي آنها را بفراموشي بسپارد و
بايد حداكثر امكانات ممكن را براي آنان فراهم آورد.
از نظر ما تمام كاركنان حقوق بگيري كه در شركتهاي جنبي پيمانكار مس (هم گامان ـ
ارفع سازان- مس آذين- راهوار- راهيان و …) و در محيط آلوده مجتمع مس سرچشمه مشغول
بكارند علاوه بر آنكه به طريق مضاعف و بوسيله شركتهاي جنبي استثمار مي شوند و
كمترين حقوق و مزايا را مي گيرند در معرض خطرناك ترين آلودگيهاي محيطي هستند. اين
عزيزان در حاليكه بار بزرگي از كارها به عهده آنهاست و نقش مهمي در توليد دارند
اما از مزاياي پرسنل رسمي برخوردار نيستند.
براستي چه تفاوتي بين تمامي ما كاركنان رسمي و غير رسمي و جنبي! است. چرا با
وجوديكه شركت مس به كار اين عزيزان غير رسمي و جنبي نياز "رسمی" دارد اما
آنها را به استخدام رسمي در نمي آورد. آيا غير از استثمار و بهره كشي مضاعف دليل
ديگري دارد؟ آيا كارگر نظافتچي كه خيابانهاي پر از گرد و غبار كنسانتره مجتمع را
جارو ميكشد در توليد مس نقش كمتري دارد و كمتر از ساير كاركنان در معرض استثمار
است؟ اين مجتمع به همان ميزان كه به كار پرسنل رسمي خط توليد نياز دارد به كار
كاركنان غيررسمي و شركتهاي جنبي نيز نياز دارد و توليد مس بدون كار اين عزيزان
ميسر نيست. شركت ملي صنايع مس ايران در قبال جان تمام نيروهايي كه به خدمت گرفته
است مسئول است و كليه اين نيروها و خانواده شان بايستي تحت پوشش بيمه هاي مناسب
قرار گيرند.
+ نوشته شده توسط علی اصغر در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
5:25 |
زنده باد
اول ماه مه (١١ ارديبهشت)
روز جهاني
مبارزه طبقه كارگر با استثمار و بي عدالتي و تبعيض
دوستان و همكاران شركت مسي
جشن اول ماه مه (١١ ارديبهشت) روز جهاني كارگر امسال را چگونه برگزار كرديد؟
سرچشمه ايها كه زده بودند به كوه و صحراهاي اطراف سرچشمه و سعي كردند با پيك نيك
خانوادگي كنار قناتها و چشمه ها اين روزو حسابي خوش بگذرونند. البته اميدوارم سال
ديگه روزجهاني كارگر يه مراسم دسته جمعي تو يكي از اين پاركهاي كوچولوي داخل شهرمس
سرچشمه بگيريم و چند تا نوازنده و خواننده بتركون با حال! دعوت كنيم و يه جشن و سرور
خانوادگي دسته جمعي برپا كنيم. اين كار شدني هست و خيلي هم حال ميده. شايد بشه چن
تا از دوستان سخنراني هاي مناسبي هم بكنن و تاريخچه روز اول ماه مه رو شرح بدن و
براي همه معلوم بشه كه چرا اين روزو بايد گرامي داشت و جشن گرفت!
+ نوشته شده توسط علی اصغر در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
0:15 |
محرومیت شدید در مس سرچشمه چگونه جبران می
شود؟؟؟
طبق قوانین موجود در ایران کسانی که در مناطق محروم مشغول بکار باشند دارای
بخشودگی و معافیت مالیاتی بوده و طبق قانون دوماه مرخصی در سال به آنها تعلق می
گیرد اما کارکنان مناطق غیر محروم دارای یکماه مرخصی سالانه بوده و از پرداخت
مالیات معاف نمی باشند. ملاک تشخیص محرومیت یا عدم محرومیت یک منطقه بر طبق قانون
وضعیت مرکز شهرستانی است که هر منطقه تابع اداری آن است. اجرای این قانون در مس
سرچشمه باعث شده است که تبعیض و بی عدالتی بزرگی به کارکنان مجتمع مس سرچشمه در
مقایسه با کارکنان مجتمع مس میدوک و واحد ذوب مس خاتون آباد روا داشته شود.
همانطور که می دانید از لحاظ تقسیمات کشوری مجتمع مس سرچشمه تابع منطقه غیرمحروم
رفسنجان بوده و مجتمع مس میدوک و واحد ذوب مس خاتون آباد تابع منطقه محروم شهر
بابک می باشد. این وضعیت باعث شده است که مجری قانون ملاک را وضعیت محرومیت مرکز
شهرستان بداند و نه وضعیت واقعی مناطق تابعه مرکز شهرستان فوق! این وضعیت باعث شده
است که در حق کارکنان زحمتکش مجتمع مس سرچشمه بی عدالتی اعمال گردد و کارکنان از
یکماه مرخصی اضافی (یا معادل ریالی آن) و بخشودگی مالیاتی که مبلغ قابل توجهی است
محروم گردند. آنچه مسلم است تقسيم بندي سطح محروميت مس سرچشمه بدرستي صورت نگرفته
است. کارکنان مجتمع مس سرچشمه خواهان رفع اين بيعدالتي و تبعيضيند. چگونه ممكن است
شاغلين ادارات دولتي در منطقه شهر بابك كه در محرومیت آنجا شکی نیست اما در سطح
بسيار بالاتري از شهريت نسبت به مس سرچشمه است دو ماه مرخصي داشته باشند اما در مس
سرچشمه يك ماه؟! چگونه ممكن است بخشودگي مالياتي به كاركنان منطقه شهر بابك که
آنها هم واقعا محرومند تعلق بگيرد ولي كاركنان مس سرچشمه از اين امتياز محروم
باشند؟
منطقه مس سرچشمه محروم و بشدت محروم است. تقسیم بندی و لحاظ شدن مجتمع مس
سرچشمه بعنوان منطقه غیر محروم بدلایل ذیل از اساس غلط است:
آيا در مس سرچشمه بيمارستان و امکانات درمانی استاندارد شهری موجود است؟ خیر.
تنها یک درمانگاه خصوصی که در حقیقت پیمانکار خدمات درمانی محدودی برای شرکت مس
است و یکی دو تا مطب دندانپزشکی و مامایی کل خدمات پزشکی شهر مس است.
آيا در مس سرچشمه امكانات آموزش و پرورش قابل قبول موجود است؟ خیر. چند مدرسه
عهد بوقی با فضای آموزشی بسیار محدود و امکانات آموزشی و کمک آموزشی بسیار محدودتر
تمام بضاعت آموزشی شهر است. مدارسی که حتی یک سالن چند منظوره اجتماعات آموزشی را
فاقد می باشند.
آيا در مس سرچشمه دانشگاه موجود است؟ ابدا. دانشگاه پیشکش؛ حتی از یک مجتمع
آموزشی درست و حسابی هم خبری نیست!
آيا در مس سرچشمه بازار و خدمات رفاهي قابل قبول موجود است؟ به هیچوجه.
آيا در مس سرچشمه هيچيك از ادارات دولتي شعبه دارند؟ جواب را خودتا بهتر می
دانید.
مردم ساكن و شاغل در مس سرچشمه براي استفاده از امكانات پزشكي، بيمارستاني،
آموزش و پرورش، دانشگاه، بازار و خدمات گوناگون و كارهاي اداري ناگزيرند ٦٠
كيلومتر مسير سرچشمه ـ رفسنجان را طي كنند در حالي كه اهالي شهر بابك امكانات فوق
را به شكل قابل قبولتري در شهرشان در اختيار دارند و برای دستیابی به امکانات فوق
ایاب و ذهاب خاصی هم انجام نمی دهند. سرچشمه ايها چوب يكي دو پارك و ورزشگاه و يك
سينماي فكسني شهر را ميخورند كه آنها هم از صدقه سر خود شركت مس است و نه بودجه
عمومي شهرداري يا وزارتخانه هاي مختلف كه مسئول ارائه خدمات در شهرهای سراسر
كشورند. در اين شهر نه بيمارستاني هست، نه دانشگاهي، نه مجتمع آموزشي قابل
قبولي!! اصلا چرا اسم شهر را بر اين اقامتگاه موقت پرسنل گذاشته اند؟ كدام
استاندارد شهري در اينجا حاكم است؟ هيچ كس در اينجا ريشه ندارد و همه بعد از چند
سالي به طريقي خود را از اين فضاي بسته و محدود رها مي كنند و به شهرهاي اطراف
مهاجرت مي كنند. عمرتان طولاني باد اما يكي از دوستان به شوخي ميگفت جايي كه
حتی قبرستان ندارد هيچ كس در آن ريشه نخواهد داشت و هیچ وقت ترقی قابل قبولی
نخواهد کرد. ادارات دولتي و برخي از بانكها اصلا شعبه اي در اينجا ندارند. دانش
آموزان شهر براي دسترسي به مدارس بهتر و امکانات آموزشی قابل قبولتری ناچار به
تحمل رنج اياب و ذهاب طولاني مدت روزمره هستند. در اينجا بازار گسترده اي موجود
نيست و هيچ فعاليت اقتصادي و كسب و كاري به حالت زنده و پويا که وجه مشخصه
تمامی شهرهاست در اینجا به چشم نمی خورد. سطح خدمات واحدهاي فني و خدماتي
شخصي موجود در شهرك معمولا ضعيف بوده و بدليل محدود بودن و انحصاري بودن خدمتشان
هيچگونه رقابت در بين آنها نبوده و امكان انتخاب براي مردم موجود نيست.
شهر بابك كه به شکل نسبی داراي تمامي امكانات شهری فوق ميباشد در مقایسه با
مرکز استان (کرمان) منطقه محروم است و پرسنل شركت مس كه در خاتون آباد و
ميدوك (تابع شهر بابك) شاغلند بدرستی بخشودگي مالياتي و مرخصي دو ماه در سال را
دارند و در این شکی نیست که بایستی به آنها این حق پرداخت شود اما چرا باید پرسنل
شاغل در مس سرچشمه كه هيچيك از امكانات شهری فوق را ندارد از اين مزايا محروم
باشند؟ آيا دليل اين مسئله چيزي جز كارشناسي غلط در تشخیص محروميت مناطق مختلف
استان كرمان است؟ آيا تنها بدليل اينكه مس سرچشمه زير مجموعه شهرستان رفسنجان است
مي توان گفت كه شهر مس سرچشمه محروم نيست؟
کارکنان مس سرچشمه خواهان دستیابی به امتیازات کارکنان شاغل در مناطق محروم می
باشند و متحدانه در جهت دستیابی به این خواسته مبارزه خواهند نمود.
+ نوشته شده توسط علی اصغر در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت
4:11 |
سهم پرسنل مس از پاداش رکورد شکنی در تولید سال ١٣٨٧ چه خواهد
بود؟
همکاران
عزیز
آمار تولید
در پایان سال ١٣٨٧ حاکی از تولید ٢٠٦٠٠٠ تن مس در این سال بود. این رکوردشکنی در
تولید مس آسان بدست نیامده است. تمامی کارکنان شرکت ملی صنایع مس ایران در این
فرآیند به نوعی دخیل بوده اند و با رنج و زحمت و کوشش و تلاش بیشتر به این میزان
از تولید دست یافته اند.
بدون تردید
این میزان از تولید حاصل رنج و مشقت بیشتر کارکنان مس می باشد و ناشی از ساعتهای
متمادی تحمل انواع عوامل بیماری زای شغلی همچون تنفس گاز سمیSO٢- گرد و غبار سلیسی و آهکی- لرزش
و ارتعاش شاول ها و کامیونهای معدنی و بلدوزرها و گریدرها و لودرها در معدن – سر و
صدای ناهنجار آسیابها و سنگ شکنها و بوی ناهنجار مواد شیمیایی در تغلیظ - بخار
اسید در پالایشگاه – گرما و اشعه و گاز در ذوب - استرس کار فکری و اشعه بیماریزای
کار با کامپیوترها در دفاتر فنی و امور مختلف پشتیبانی شرکت و ...بوده است.
همه به خوبی
میدانیم که قیمت مس در شش ماهه اول سال بالا بوده و در شش ماهه دوم بدلیل رکود
جهانی نسبتا پایین آمده است و بطور متوسط تنی ٤۵٠٠ تا ۵٠٠٠ دلار به فروش رفته است.
یعنی با یک حساب سرانگشتی میزان درآمد شرکت ملی صنایع مس ایران حداقل ٩٢٧٠٠٠٠٠٠$ =٤۵٠٠*٢٠٦٠٠٠بوده است و با احتساب قیمت مولیبدن و طلا و
نقره به بالای یک میلیارد دلار میرسد. یک میلیارد دلار برابر است با یک تریلیارد تومان
در سال.
بله دوستان
این حداقل میزان ارزشی است که توسط ما و بدست ما آفریده شده است. این قیمت خون و
جان ماست. این قیمت تمام بیماریهای شغلی و دیسک کمر و تنفسی و ... است که در طول ٢٠
تا ٣٠ سال خدمت کم کم به آن دچار می شویم (بلا بدور بچه ها! جونتون سلامت!)
پاداش تولید
امسال بایستی حداقل به میزانی باشد که لطماتی که بر جان و سلامتی پرسنل مس تحمیل
شده است را جبران نماید. با توجه به میزان تورم و انواع مخارجی که خانواده تمام
پرسنل با آن روبرو هستند پاداش دو میلیون تومانی میتواند یک مسکن موقت برای دردهای
گوناگون زندگی پرسنل مس باشد. شاید شما دو ماه حقوق را برای میزان این پاداش
مناسبتر بدانید تا به نوعی سابقه شغلی افراد و نوع شغل نیز منظور گردد. شاید شما ١٠٠٠٠٠
امتیاز ١٧ تومانی را برای همه به نسبت مساوی پیشنهاد کنید. شاید فرمول دیگری مورد
نظرتان باشد. پس لطفا با این وبلاگ تماس بگیرید و نظرتان را اعلام نمایید. اما این
را بدانید که هر فرمول نهایی باید مشکلات کل خانواده مس را در نظر بگیرد و هیچ
گونه تفرقه و جدایی بین پرسنل را باعث نگردد.
در صورتیکه
میزان این پاداش دو میلیون تومان برای هر شاغل مس باشد کل این پاداش برابر با ده
میلیارد تومان(١٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠=۵٠٠٠*٢٠٠٠٠٠٠) خواهد بود. این میزان
یعنی ١% کل درآمد شرکت ملی صنایع مس ایران در طول سال ١٣٨٧ و این مقدار نه تنها
زیاد نیست بلکه حق شما پرسنل و بخشی از پول خون و جان شما است؛ و حتی كم هم هست.
ممکن است
مدیریت شرکت و سیاست گذاران دلیل بیاورند که این پولها باید صرف توسعه طرح ها شود.
اما ما این دلایل را قبول نمیکنیم. ما میگوییم بگذارید پرسنل در رفاه و آسایش
بیشتر زندگی کنند و از ریخت و پاشهای اضافی و پسرخاله بازی بکاهید. مطمئن باشید که
در صورت از بین رفتن پسرخاله بازی در قراردادها و پیمانکاریها و خریدهای شرکت دهها
برابر این ده میلیارد تومان به جیب شرکت خواهد رفت. ما کارکنان مس نخواهیم گذاشت
که بار دیگر حاصل رنج پرسنل به یغما رود و پول خون پرسنل خرج انواع خاصه خرجیهای
سیاسی و جناح بازیها و انتخابات بازیها گردد.
+ نوشته شده توسط علی اصغر در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت
3:53 |
فاجعه در معدن ذغال سنگ باب نیزوی کرمان
خبر این فاجعه دردناک کوتاه وغم انگیز بود. در اخبار گزارش شده بود که در روز
30/1/1388 حداقل هیجده کارگر کارگاههای استخراج ذغال سنگ معدن باب نیزوی کرمان بر
اثر انفجار گاز ذغال سنگ در تونل جان خود را از دست دادند. این اولین بار نیست که
بدلیل سودجویی و صرفه جویی کارفرمایان در جهت برقراری ایمنی در کارگاه ها، جان
کارگران معادن اینچنین بازیچه بی مبالاتی آنان قرار می گیرد. خصوصی سازی در
معادن باعث شده است که اولین سیاستهای کاهش هزینه کارفرمایان جهت سود بیشتر
مستقیما جان کارگران تونل را هدف قرار دهد و حداقل هیجده خانواده داغدار با از دست
دادن نان آور خانواده شان آینده تاریکی را پیش رو داشته باشند. این حادثه بار دیگر
یادآور این نکته است که ایمنی در معادن شوخی بردار نیست و کوچکترین کم کاری در این
زمینه جان انسانها را بازیچه کارفرمایان سودجو قرار میدهد.
ما کارکنان معدن مس سرچشمه تاسف خویش را از حادثه فوق اعلام میداریم و به
خانوادههای داغدار معدنچیان باب نیزو تسلیت میگویند. با امید به اینکه اتحاد
کارگران معادن مانعی در جهت افزایش حادثه هایی از این دست باشد و عدم ایمنی کارگاه
ها که ناشی از سودجویی کارفرمایان است برای همیشه پایان پذیرد.
+ نوشته شده توسط علی اصغر در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت
2:37 |
انتخاب نماینده واقعی از طریق مجامع عمومی کارکنان
مجتمع مس سرچشمه
دوستان عزیز
همه شما چه کارگر و چه کارمند در طول
زندگی کاری خود در مس سرچشمه حتما یکی ـ دو بار درگیر موضوع انتخاب نماینده
کارکنان(کارگری
و کارمندی) شده اید. ولی آیا نمایندگان انتخابی شما نماینده واقعی شما بوده اند یا
نماینده مدیریت پسند؟! و بی خطر؟! آیا سفرهای پاداش گونه مشهد و کیش و ... حق
نمایندگان است؟ کیست که نداند تعدادی از نمایندگان خودفروخته اند و سالهای سال است
که از طریق باندبازی و زد و بند با جناحها به منافع بادآورده ای در شرکت مس رسیده
و در عین حال ترمزی بر مبارزات حق طلبانه شما بوده اند. همین قبل از عید بود که
افتضاح پاداش مدیریت به نمایندگان کارمندی رو شد و آبرو ریزی شد! کاری به صحت این
موضوع نداریم اما: آیا نمایندگان واقعی مستحق پاداش از مدیریتند؟ اگر ریگی در کفش
نمایندگان دوره قبل نبوده چرا مسئله پاداش خیلی روشن و شفاف به اطلاع عموم پرسنل
رسانده نشد؟ چرا از ابتدا حقوق یک نماینده در ازای میزان ساعاتی خارج از ساعت کاری
که نماینده مشغول چک و چانه زدن پیرامون خواسته های پرسنل با مدیریت شرکت است به
شکل روشن و شفاف برای پرسنل بیان نمی شود و سر و سامانی نمی گیرد که اینهمه حرف و
حدیث بدنبال این قضیه نباشد؟ اگر نمایندگان واقعا مستحق این امتیازات و پاداشها
هستند چرا این مسئله از پرسنل، که آنها را انتخاب کرده اند پنهان نگه داشته می
شود؟ آیا غیر از این است که نمایندگان مدیریت پسند وظیفه سرد کردن آتش مبارزه حق
طلبانه کارکنان را بعهده دارند؟ آیا غیر از این است که بابت این ماموریت خود
دستخوش گرفته اند؟
واضح است كه تمام نمایندگان
خودفروخته نبودند و تعدادی از اینها آدمهای شریفی هستند كه در زیر فشارها و
تهدیدهای مدیریت نتوانستند كاری از پیش ببرند. اما با اتحاد یكپارچه خود می توانیم
هم فشار و ارعاب مدیریت را پس بزنیم و نمایندگان هم با دستان باز و با پشتیبانی ما
می توانند ما را نمایندگی كنند.
همکاران عزیز
بار دیگر به انتخاب نماینده کارمندان
نزدیک می شویم. اجازه ندهیم که این بار هم نمایندگان غیر واقعی، که هیچ برنامه
کاری مشخصی جز آنچه مدیریت به آنها دیکته می کند ندارند، سخنگوی ما باشند. با
انتخاب نمایندگان واقعی در مجامع عمومی پرسنل مس سرچشمه و حمایت از آنها مدیریت را
مجاب به قبول مطالبات بحقمان نماییم. با تشکیل مجامع عمومی کارکنان و تصمیم گیری
برای تنظیم خواسته های بحقمان از نمایندگان واقعی خود پشتیبانی كنیم و آنها را
تنها نگذاریم. نمایندگان تنها وسیله انتقال نظرات مجمع عمومی کارکنان به مدیریتند
و نه عاملی برای جلوگیری از رسیدن ما به حقوق حقه مان!
دوستان عزیز
مطمئن باشید اگر نمایندگان واقعی
داشته باشیم در سایه اتحاد کارکنان و حمایت از نمایندگان واقعی به خواسته های؛ ٢
ماه مرخصی سالانه و حذف مالیات و سه ماه پاداش پایان خدمت در ازای
هر سال خدمت خواهیم رسید.
+ نوشته شده توسط علی اصغر در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت
2:17 |